تبليغاتX
First Night <body>
دوشنبه 18 آبان1388


سلام.

باز تو بی اجازه ی من عکس نامحرم گذاشتی تو وب؟!

اصلا حالا که اینطوری شد منم عکس بازیگر مورد علاقمو میذارم! شوخی کردم غیرتم اجازه نمیده عکسشو بزارم فقط اسمشو بهت میگم که دلت حسابی بسوزه نگاری

اسمش نادره یا همون حمیده خانومه خیر ابادیه. خوشم میاد خوب دلتو سوزوندم

 


18:1 | مارکو |




دوشنبه 18 آبان1388

سرنوشت یک مادر

زن عشق می کارد و کینه درو می کند... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنیش با تو برابر... می تواند

 تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی .... بری ازدواجش ــ در هر سنی

 ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی ... او کتک

 می خورد و تو محکمه نمی شوی ... او می زید و تو بری فرزندش نام انتخاب می کنی... او درد

می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ... او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را

می بینی ... او مادر می شود و همه جا می پرسن نام پدرت چیست؟

 

میدونم نگاری الان داری کلی به حال خودت اشک می ریزی .دیگه همینیه که هست باید بسازی دیگه.

الان فقط میخوام بگم: قربونت برم خدا که من هیچوقت مادر نمیشم


17:51 | مارکو |




شنبه 16 آبان1388

پارسا پیروزفر

این پارسا پیروزفرم خیلی خوشکله ها .مگه نه مارکو؟

آیا میدانید؟

آیا میدانید پارسا پیروزفر بازیگر مورد علاقه ی من می باشد؟

حالا بدانید.

که چی مثلا؟

چه نفعی به شما می رسد؟

پس بی خیال.

مهم نیست چه کسی بازیگر مورد علاقه ی من باشد.
مهم این است که مارکو طرفدار من باشد.


13:47 | ..نگار.. |




پنجشنبه 14 آبان1388

تپق

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته.(صلوات)

یا علی گفتیم و وب اغاز شد.

 

بلاخره منم اومدم و شدم همکار نگاریییییییییییییییی.

 

چیه حتما انتظار دارین چون دفعه ی اولمه تپق بزنم؟! اگه زدم به روم نیارینا

 

 اخه خجالتیم(مگه نه نگار؟)

 

از این به بعد منم صاحبه این وب هستم پس بعد این هرکی میخواد طرفدار

 

نگاری بشه باید طرفدار منم باشه(دیدی بی طرفدار شدی نگار!)

 

راستی ما تصمیم گرفتیم برای ارتقای سطح بازدید کنندگان این وب برای

 

 اونایی که در هفته ۵ بار نظر بذارن یه سری جوایز نفیس بذاریم.اخر هر ماه

 

قرعه کشی برگذار میشه.

 

من زحمت این ایده رو کشیدم نگام قول داده زحمت جوایزو بکشه. جایزه ی

 

 بزرگمونم مکالمه ی ایرانسل به مبلغ ۲۰۰۰۰۰۰۰ ریال در عرض ۲۴

 

 ساعته.در ضمن در صدد هستیم یه تور مسافرتییه ۸۰ روزه به جزایر زیبای

 

قناری بذاریم.

 

بله الان دقیقا ۱۰ دقیقه از کلاسم گذشته و من دارم برنامه های جدید وب

 

 اعلام میکنم!

 

(می دونم نگار الان کلی بهم افتخار میکنی)


16:11 | مارکو |




سه شنبه 12 آبان1388

همه چیز سنگ است!

همیشه از همه نزدیک تر به ما سنگ است!
نگاه کن
نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ
چه سنگبارانی!
گیرم گریختی همه عمر
کجا پناه بری؟
خانه‌ی خدا هم سنگ است!
فريدون مشيري



21:20 | ..نگار.. |




سه شنبه 12 آبان1388

یاور همیشه مومن



بای بداد من رسيده … تو روزای خود شکستن …..
ای چراغ مهربونی ….. تو شبای وحشت من ….


ای تبلور حقيقت توی لحظه های ترديد …. تو من و از من گرفتی …. تو من و دادی به خورشيد
اگه مديون تو باشم ….. اگه از تو باشه جونم ….. قدر اون لحظه نداره که من و دادی نشونم ….
وقتی شب شب سفر بود ….. توی لحظه های غربت
وقتی همسایه کسی بود … واسه بردنم به ظلمت

وقتی هر ثانیه شب ….. طپش هراس من بود
وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود

تو بادست مهربونی ….. به سرم مرحم کشیدی ….
برام از روشنی گفتی ….. پرده شب و دریدی

……………………………………..
ياور هميشه مومن … تو برو سفر سلامت …..
غم من نخور که دوريت … واسه من شده عادت

ای طلوع اولين دوست … ای غروب آخر من ….
به سلامت سفرت خوش …. ای يگانه ياور من ….

مقصدت هرجاکه باشه …. هرجای دنيا که باشی
اون ور مرز شقايق …… پشت لحظه ها که باشی ….

خاطرت باشه که قلبت …. سپر بلای من بود ….
تنها دست تو رفيق ….. دست بی ريای من بود

ياور هميشه مومن



21:4 | ..نگار.. |




شنبه 9 آبان1388

بهترین بابای دنیا

من و بابام

بابای من بهترین بابای دنیاست

هرچی از خوبیاش بگم کم گفتم

چشم نزنی

بزن به تخته

از هر انگشتش یه هنر می ریزه

من نمیگم همه میگن

از مارکو بپرسین چند وقت پیش با هم رفته بودن آفریقا.

مگه نه مارکو؟

بابایی دوست دارم.

 


9:17 | ..نگار.. |




دوشنبه 4 آبان1388

ترس شادمهر

ترس ، ترسم از دست تو بوده
برای خواستن عشقم ، نیاد اون
نیاد اون روزی که دیره
واسه ي داشتن عشقم ، نیاد

ترس ، ترسم از اینه که روزی
من به یاد تو نباشم ، دیگه دل
دیگه دل سرد بشم از تو
برم و با تو نباشم ، برم و با تو نباشم

ترس من اینه که روزی روی قولم پا بذارم
واسه بدبینی و حرفات ، تو رو تنها بذارم
ترس من از خنده ‌های تلخ و بی روح لب توست
کاش بدونی دل تنهام ، گم شده تو این شب تار

ترس ، ترسم اینه دیر بفهمی
عشق پاک رو تو نگاهم ، دیگه
دیگه آرزوم نباشه بمونیم همیشه با هم

ترس ، ترسم از اینه که روزی
من به یاد تو نباشم ، ديگه دل
دیگه دل سرد بشم از تو
برم و با تو نباشم ، برم و با تو نباشم

ترس من اینه که روزی روی قولم پا بذارم
واسه بدبینی و حرفات ، تو رو تنها بذارم
ترس من از خنده ‌های تلخ و بی روح لب توست
کاش بدونی دل تنهام ، گم شده تو این شب تار

9:42 | ..نگار.. |




دوشنبه 4 آبان1388

ویلن اوراق

ویلن

9:40 | ..نگار.. |




دوشنبه 4 آبان1388

مارکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو

باشه مارکو از شادمهر جدا شدم

ویلنمو سوزوندم

شکوندم

از پنجره ی اتاقم پرتش کردم تو دریا

ولی یادت باشه اگه یه بسته رسید خونتون

داخلش سر مجیدو گذاشتم

مرحمت زیاد


9:36 | ..نگار.. |






First Night